دومین شمال گل پسرم13 ماهگی
تیرماه 93 با عمو ،مادربزرگت وعمه هات رفتیم شمال اینجا جنگل سیسنگان خیلی گرم بود وهراز گاهی نسیم خنکی میومد خوش گذشت تو هم کلی ذوق کرده بودی وقتی شوار اسب شدی ولی من ساربون خوبی نبودم نمی تونستم خوب هدایتش کنم بابا حمید غرغر میکرد


دوست داشتی راه بری وما هم دستتو میگرفتیم واین اولین کفشی بود که پات کردی وخاله راضیه برات خریده

یه خانوم وآقای مهربون که تاپ زده بودن اجازه دادن تا باهمدیگه تاپ بازی کنیم.بعد تو چادرشونم رفتی خوابیدی



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دومین شمال گل پسرم13 ماهگی 

